داستان پاک کن و مداد

مداد گفت متاسفم .......... پاک کن گفت چرا ؟ تو هیچ کار اشتباهی نکردی

مداد جواب داد : متاسفانه چون به خاطر من اذیت می شویی

هر وقت که من اشتباه می کنم .

تو همیشه اماده ای آن را پاک کنی.

ولی وقتی اشتباهاتم را پاک می کنی .

بخشی از وجودت را از دست می دهی ......... و هر بار کوچک و کوچکتر می شوی

پاک کن جواب داد : درست است اما برای من مهم نیست  می دانی ! من برای همین ساخته شده ام

من ساخته شده ام تا هر وقت تو اشتباه کردی به تو کمک کنم با این که می دانم روزی تمام خواهم شد

و دیگری جای من را خواهد گرفت .

من از شغلم رضایت کامل دارم !

پس لطفا ناراحتی را کنار بگذار من اصلا دوست ندارم تو را ناراحت ببینم .

گفتگو بین مداد و پاک کن برای من الهام بخش بود .

والدین مانند پاک کن هستند ....... و فرزندان مانند مداد

آنها همیشه  درکنار فرزندان هستند و اشتباهات آنها را پاک می کند

حتی گاهی اسیب می بیند و کوچکتر و پیرتر می شوند و عاقبت از دنیا می روند

اگر چه فرزندان جایگذین دیگری (همسر ) می یابند ولی والدین همیشه از انچه برای فرزندانشان کرده اند

شادمانند ..... و هیچگاه دوست ندادند عزیز شان را نگران و ناراحت ببیند

در تمام طول زندگی من یک مداد بوده ام و این موضوع که والدین مانند پاک کن هر روز کوچک و کوچکتر

می شوند مرا پر از درد و رنج می کند چون می دانستم که یک روز انها را من را ترک خواهند کرد و

خرده های پاک کن تنها چیزی خواهد بود که به خاطر م بیاورد روزی چه کسی را داشتم ..........



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:







تاريخ : سه شنبه 20 آبان 1393 ا 17:47 نويسنده : ♥*δɧįƔД*♥ ا
.: Weblog Themes By violetSkin :.